تبلیغات
زندگی برتر - نشان دادن زندگی آیت الله خویی تا پایان مرگش توسط مرحوم قاضی



 


شاگرد آیت الله خویی تا زمانی که ایشان زنده بود، اجازه نقل

این خاطره را نداشت.آیت الله خویی می گفت«در جوانی به
 
نجف رفتم شنیدم آقای قاضی استاد اخلاق و عرفان است؛

 عده ای هم بدی او (مرحوم قاضی) را می گفتند که مثلا
 
درویش است.»

« من شک کردم که بروم یا نروم، تا این که ناگهان پیکی از

طرف خودمرحوم قاضی پیغامی آورد که فلانی ! تو که بچه
 
نیستی، گول بخوری، درس خوانده ای، پس به مجلس ما

 بیا.دیدم درست می گویند، برای همین رفتم و در جلسه
    
 درس مرحوم قاضی شرکت کردم.»بعد از این آیت الله

خویی چندسالی شاگردی مرحوم قاضی را می کند و در یک

 ماه رمضان از ایشان دستور عملی را می خواهد تا بتواند

 ماه رمضان را به طور کامل درک کند. مرحوم قاضی هم

دستوری می دهند و می گویندشب بیست و سوم ماه

 رمضان بیا.وقتی آیت الله خویی پیش مرحوم قاضی می رود،
 
ایشان دستشان را بالا می گیرند،آیت الله خویی می گوید

«ناگهان آن طرف دست ایشان، شبح خودم را دیدم. سنم

بالا رفت و شاگردانم بیشتر شد، سوالات فقهی را از سرتاسر

جهان اسلام از من می پرسیدند. گذران زندگی ام را آن طرف

 دست مرحوم قاضی می دیدم که ناگهان از ماذنه های

بعضی مساجد صدا آمد که آیت الله خویی رحلت کرد،

یعنی مرگ خودم را هم دیدم. مرحوم قاضی به من گفت،

این ها رانشان دادم که یقین پیدا کنی.»

مرحوم قاضی بعدا می گوید که اگر این سید طاقت داشت، بعد

از مرگش را هم نشان می دادم.


منبع:www.nooreaseman.com



نگارش در تاریخ شنبه 10 خرداد 1393 توسط زهرا | نظرات ()
قالب وبلاگ